<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>چلنجر</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/</link>
<description>روزمرگی های یک کارمند</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 05 Nov 2008 07:36:28 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اوباما رئیس جمهور آمریکا شد.</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-156.aspx</link>
<description>باراک اوباما در انتخابات آمریکا بر مکین پیر و فرسوده غلبه کرد و به کاخ سفید راه یافت. این پیروزی برای همیشه در تاریخ ایالت متحده به عنوان یک نقطه عطف ثبت خواهد شد. دیر زمانی نمیگذرد که در آمریکا نژاد پرستی شدیدی رواج داشت و سیاهان در بعضی ایلات حتی نمیتوانستند در محلات سفید پوستان رفت و آمد کنند و کمترین تنبیه برای آنان مرگی فجیه بود و هزاران هزار سیاه پوست به دلیل نژاد پرستی کشته شدند.&lt;br /&gt;اما سیاهان بالاخره و کم کم خود را به جامعه و به آمریکا تحمیل کردند آنهم نه با خشونت و انتقام گیری بلکه با نشان دادن شایستگی های خود. در ابتدا با ورزش و موسیقی سیاهان قابلیتهای خود را نشان دادند جایی که محمد علی کلی با بوکمس شروع کرد و این روند در بسکتبال و دو و میدانی با کارل لوئیس به اوج خود رسیدو در موسیقی هم سردم دار مایکل جکسون بود که قله های موسیق جهان رو در نورددید.&lt;br /&gt;اما در سیاست سیاهان در حقیقت با کالین پاول قدمهای استواری برداشتند و با حضور او در وزارت خارجه دولت بوش پسر آمریکا شاهد یک وزیر سیاه شد و در ادامه او این پست را به یک سیاه اخمو دیگر خانوم کاندولینا رایس واگذار کرد.&lt;br /&gt;اما اوج شاهکار سیاهان در انتخاب باراک اوباما بود و از طرفی قله دموکراسی در جهان را شاهد هستیم که چگونه فردی شایسته بدون در نظر گرفتن رنگش میتواند در بالاترین پست اجرایی ایالات متحده قرار گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 05 Nov 2008 07:36:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=156</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-156.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کانادا</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-155.aspx</link>
<description>خوب به سلامتی همین چند دقیقه قبل داداشم از سوریه اس ام اس زد و گفت که در مصاحبه سفارت کانادا برای مهاجرت به اون کشور قبول شده&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;این یعنی اینکه بعد از چند تا کار اداری دیگه ویزا کانادا رو دریافت میکنه و میتونه قانونی و به همراه زن و بچش بره کانادا برای کار و زندگی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/19.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از همینجا بهش تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق باشه. در ضمن نمیدونم اون ماشین خوشگلشو میخواد چی کار کنه!!؟ اگه بهم یه تخفیف درست درمون بده و قسطی حساب کنه خودم برش میدارم اگه زنش بزاره&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 03 Nov 2008 10:01:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=155</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-155.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از وزیر مصدق تا وزیر احمدی نژاد</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;حکایت های غریب دارد این تاریخ!&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;پنجاه و هفت سال پیش در چنین روزهایی یعنی دقیقا ششم آبان ماه سال سی، گلوله ای که پهلوی دوم مصدق را از آن ترسانده بود، از اسلحه جوان کم سن و سالی از اعضای فداییان اسلام شلیک شد و در تن دکتر سید حسین فاطمی جا گرفت که در جمع روزنامه نگاران بر مزار محمد مسعود، روزنامه نگار مقتول، داشت از فقدان یار می گفت. فاطمی، محمد مسعود را میرزا جهانگیرخان دیگر لقب داد، که در مطلع استبداد صغیر محمدعلی شاهی کشته شده بود. فاطمی بر قاتلان مسعود لعنت فرستاد که گلوله های اسلحه عبدخدایی به ریه و پای فاطمی خورد. عبدخدایی را می شناسید؛ همان پیرمرد حرّافی که همه ساله در دفاع از فداییان اسلام و نواب صفوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی پای خاطرات &quot;شیرینش&quot; می نشیند! ... سید حسین یک بار در تهران جراحی شد و در آلمان هم دوبار. سرانجام در حالی که در سی و سه سالگی مانند مردان پنجاه ساله شده بود با عصا وارد تهران شد. کوتاه زمانی بعد به عنوان نامزد جبهه ملی وارد مجلس هفدهم شد و همچنان مشاور و مدافع دکتر مصدق تا که در مهر ماه سال سی و یک، وقتی که نواب وزیر خارجه میانه رو دولت مصدق حاضر به قطع روابط با انگلستان نشد و با همه ارادتی که به مصدق داشت این را موجب تحریک لندن و به زیان نهضت ملی شدن نفت دید. مصدق به سراغ دکتر فاطمی رفت و فاطمی شد وزیر امور خارجه و در طول وزارتش خار در گلوی دربار و انگلستان بود. یازده ماه بعد که کودتای انگلیسی – آمریکایی 28 مرداد از راه رسید و بساط حکومت ملی را برچید، مخفی شد تا که اسفند ماه سال 32 لو رفت. تن بیمار او را با بدترین شکنجه ها و تحقیر تا آبان سال بعد در زندان زنده نگهداشتند. روی برانکارد در راه دادگاه شعبان بی مخ و جهالش به سر و رویش ریختند و با چاقو تن رنجورش را رنجورتر کردند. صبح گاه نوزدهم آبان سال 33 فاطمی را که تاب ایستادن نداشت، مقابل جوخه اعدام گذاشتند ... بیست و چهار سال بعد که سلطنت پهلوی فروپاشید، خیابانی را در تهران به نام فاطمی متبرک کردند&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;احمدی نژاد اصرار دارد بر طبل خدمتگزاری علی کردان، وزیر کشورش، بکوبد؛ حتی اگر این کوبیدن چیزی فراتر از لجاجت معنا نشود! وزیر کشور دولت احمدی نژاد، اگر که راست گفته باشد، گول یک دلال مدرک را خورده و مدرک دکترای جعلی گرفته، حتی حالا اعتبار مدرک فوق لیسانس او هم به شدت زیر سئوال است و جالب این که اگر اصرار رسانه ها برای پیگیری نبود همچنان بر صحت این مدارک قلابی تأکید داشت! علی کردان رییس شورای امنیت کشور است، قرار است مجری انتخابات سال بعد ریاست جمهوری باشد! جوک نیست حکایت این دولت نهم که با شعار کابینه هفتاد میلیونی رأی گرفت و حالا از بین همه آن هفتاد میلیون، کسی را برای تدبیر امور کشور برگزیده و بر حفظش اصرار دارد که سوادش زیر سئوال رفته و این روزها سوژه خنده و مزاح ملت است؟ ...&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;کردان در صدر وزارتخانه ای قرار دارد که ساختمانش را در خیابان &quot;دکتر فاطمی&quot; ساخته اند؛ همان وزیر درخشان کابینه مصدق! کردانِ ساده لوح وقتی وارد خیابان دکتر فاطمی می شود، آیابه یاد تاریخ می افتد؟ آیا به یاد مرگ، به یاد نام نیک، به یاد ایران و آبروی ایرانی می افتد؟ او و احمدی نژاد، یا دکتر فاطمی و دکتر مصدق؛ کدامیک در صحرای محشر رو سفیدترند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Nov 2008 06:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مصاحبه مهاجرت کانادا</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description> برادرم برای مصاحبه مهاجرت کانادا امروز داره میره سوریه تا روز دوشنبه ساعت 9 صبح در قرار ملاقاتی که براش در یک هتل تعیین شده حاضر بشه و اگر تو این مصاحبه قبول بشه میتونه بطور قانونی به کانادا مهاجرت کنه.&lt;br /&gt;البته همانطوریکه قبلا هم گفتم برای ایالت فرانسوی زبان کبک داره مصاحبه میشه و حدود دو سال پیش اپلای کرده. وکیلش هم خانوم فرزانه ابروانی وکیل معروف  است که حدود 3-4 میلیون هم تا حالا از داداش پول گرفته.&lt;br /&gt;برادرم تا حالا فکر کنم 2-3 تومان هم حداقل برای ترجمه مدارکش پول هزینه کرده و چون هم ترجمه به زبان انگلیسی بوده و هم به زبان فرانسوی هزینش بیشتر از حالت عادی هم شده.&lt;br /&gt;به هر حال امیدوارم که مصاحبه اش موفیت آمیز باشه و با این همه وقت و هزینه ای هم که گذاشته بتونه در نهایت بره کانادا.  
</description>
<pubDate>Sat, 01 Nov 2008 07:11:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخر معرفت</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>سولماز آخر معرفته. من دوستان زیادی دارم هم خانوم جماعت و هم آقا جماعت. انواع و اقسام دارند. از افغانی و ایرانی و خارجی و استاد دانشگاه گرفته تا کارگر و عمله و سوپور خیابون!!هر کدومشون هم اخلاقیات و روحیات مخصوص خودشون رو دارند و یه جوری رفتار میکنند. یکی جنتلمنه اما بی ظرفیته و زود جوش میاره. یکی ظرفیت داره و خیلی باگزشته اما قیافه نداره و کارگره . با یکیشون که خیلی ایاق میشی فکر میکنه میخوای ازش سو استفاده کنی. هر کی یه جوراییه! هیشکی همه چیزو با هم نداره. یکیشون فقط برای کارهای خودش لازمت داره و دوستی براش یه اتوبان یک طرفست!&lt;BR&gt; البته خود منم یه آدم معمولی هستم با کلی عیب و ایراد اما سعی میکنم که خودمو تا جایی که بتونم با همه وفق بدم اما توی دوستام یکی هست به اسم سولماز که آخرشه.از دوستان تقریبا قدیمیه که جدیدا هم هم کار شدیم و قبلا هم که جای دیگه کار میکرد ارتباط کاری داشتیم و دوستیمون از همونجا شروع شد. 
&lt;P&gt;آخر کلاسه هم خودش هم همسرش.....آخر با ظرفیتهاست به هیچ وجه از شوخی و حرفها  ناراحت نمیشه اگر هم بشه اونقدر با گزشته که هیچوقت به روی خودش و آدم نمیاره. اگه چیزی ازش بخوای اونو تا برات انجام نده ولت نمیکنه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه چیزو با هم داره: زیبایی و خوشرویی- خوش اخلاقی- باگزشت بودن- با جنبه بودن - کار راه بنداز - با سواد- آخر با شخصیتی و جنتلمنی - با سواد و با معلومات......خداییش اون برای این جامعه درب و داغون ایران زیاده. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاها که به رفتاراش فکر میکنم یاد خانواده های نجیب زاده انگلیس میافتم که در رفتاراشون کلاس و دیسیپلین و ادب و ......تا حد اعلا رعایت میکردند با این تفاوت که اونا خیلی مغرور بودند اما سولماز ما اونقدر خاکی و صمیمی با همه برخورد میکنه که قابل ستایشه.از اون تیپ آدمهاست که هر کی احساس میکنه که اون بهترین دوستشه.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه اینکه اون آخر همه اون چیزاییه که هر کسی دوست داره حداقل یه کمی از اونها رو برای خوب بودن داشته باشه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Oct 2008 10:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوباره گل شیفته!</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-151.aspx</link>
<description>باورتون میشه که همین الان که این پست رو تایپ میکنم گل شیفته فراهانی در صدر لیست سلبریتی هالیوود قرار داره!! و وقتی به لیست نگاه میکنی و افرادی که پشت سرش قرار گرفتند اونوقت میتونی تصور کنی که این دختر کوچولوی دوست داشتنی و هنرمند چه شاهکاری در عالم سینما بر پا کرده.&lt;br /&gt;خوب لیست رو براتون مینویسم:&lt;br /&gt;1- گل شیفته فراهانی&lt;br /&gt;2- جنیفر انیستون که به شدت در آمریکا محبوبه.&lt;br /&gt;3-آنجلینا جولی!! همونی که خیلی ازش گفتند یعنی ما هم خیلی ازش دیدیم و شنیدیم!&lt;br /&gt;4-براد پیت!! شوهر آنجلینا&lt;br /&gt;5-بریتنی اسپیرز !! که دیگه کسی تو دنیا نمونده که اونو نشناسه و ندونه چی کارست!&lt;br /&gt;6-جانی دپ هنر پیشه معروف دزدان کارائیب.&lt;br /&gt;7-لورا گراهام&lt;br /&gt;8- پول نیومن خدا بیامرز!&lt;br /&gt;9- جسیکا آلبا&lt;br /&gt;10- میلی سایروس&lt;br /&gt;11- رابرت ردفورد!!&lt;br /&gt;12- پاریس هیلتون&lt;br /&gt;.... و یک سری دیگه آدمهای سوپر مشهور دیگه که توشون از سلما هایک هنر پیشه مکزیکی تا دیکاپریو و راسل کرو و تام کروز قرار گرفتند!!؟؟&lt;br /&gt;و همه هم پشت سر گل شیفته.&lt;br /&gt;حالا هی این سردار صفار هرندی وزیر نیمه محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی ( ایران که همه دینشون اسلامه اینا نمیدونم کیو میخوان ارشاد کنند!!!) خودشو جر و واجر بده که گل شیفته رو زیر پامون له میکنیم!!&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 21 Oct 2008 09:40:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=151</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-151.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انحلال زن و زلیخا، در سکسی‌ترین صحنه‌ی تلویزیون ایران!</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description>از زمانی که اعلام شد قرار است شبکه‌ی اول تلویزیون سریال «یوسف پیامبر» را پخش کند، خیلی‌ها منتظر بودند تا ببینند تازه‌ترین کار آقای فرج‌الله سلحشور چطور از کار آمده است.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما اعتراف می‌کنم که حداقل من تصورش را نمی‌کردم که پروژه‌ی عظیمی که شش میلیارد تومان خرجش شده، نتیجه‌ای این‌چنین ضعیف داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته که تعداد سریال‌های ضعیف تلویزیونی آن‌قدر زیاد است که افسوس خوردن به خاطر ضعف مفرط سریالی که کارگردانش، کارنامه‌ی حرفه‌ای درخشانی ندارد، غیر‌طبیعی به نظر می‌رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما همه‌ی تاسف من از حرام شدن یکی از قوی‌ترین قصه‌های قرآنی در تنگنای نابلدی فرج‌الله سلحشور است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قصه‌ی یوسف پیامبر، از بسیاری جهات یکی از غنی‌ترین قصه‌های قرآن است که قابلیت تبدیل شدن به اثری تصویری را دارد. گره‌های متعدد داستان یوسف و زلیخا ‌که در بستر داستان اصلی پرورده می‌شوند، همان‌طور که دست فیلم‌ساز را برای اقتباس باز می‌گذارد، توقع مخاطب را هم افزایش می‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Oct 2008 11:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجموعه دروغها و یک دختر دوست داشتنی</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-149.aspx</link>
<description>
گل شیفته فراهانی بازیگر بسیار دوست داشتنی و توانای سینمای ایران در فیلمی به نام مجموعه دروغها همبازی لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو شده است!! باورتون میشه؟ گل شیفته و دی کاپریو در کنار هم! بله واقعیت داره و فیلم دیروز در آمریکا بر روی پرده رفته و معروفیت گلشیفته جهانی شده...روی پوستر فیلم نیز نام گلشیفته به عنوان بازیگر چهارم نقش بسته.&lt;br /&gt;بعد از شهره آغداشلو گلشیفته اکنون معروفترین هنرپیشه زن ایرانی در سطح جهان است که در هالیوود نقش آفرینی کرده با این تفاوت که گل شیفته جوان است آینده دار و شهره در اواخر دوران بازیگری خود قرار دارد. به هر حال به عنوان یک ایرانی واقعا از این خبر لذت بردم.&lt;br /&gt;چند تا عکس هم از فیلم و از گل شیفته اینجا میزارم.&lt;br /&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://tinypic.com&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; alt=&quot;Image and video hosting by TinyPic&quot; src=&quot;http://i37.tinypic.com/2lb1285.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://tinypic.com&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i33.tinypic.com/14jvlo2.jpg&quot; &lt;br /&gt;border=&quot;0&quot; alt=&quot;Image and video hosting by TinyPic&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://tinypic.com&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i37.tinypic.com/e6oguu.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;Image and video hosting by TinyPic&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://tinypic.com&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i34.tinypic.com/25jhvec.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;Image and video hosting by TinyPic&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 07 Oct 2008 06:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=149</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-149.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خیلی نامردی</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-148.aspx</link>
<description>دخترم امسال رفته مدرسه و اول دبستان هستش. مامانش یعنی همسر جان اینجانب هر روز ۵۰۰ تومان میزاره داخل کیفش که اگه چیزی دلش خواست بره از بوفه مدرسه بخره و بخوره.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز که رسیدم خونه دخترم بدو بدو اومد و بعد سلام علیک و دیده بوسی گفت : بابا یه خبر بهت بدم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم بفرمایید بابا جان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتش بابا امروز رفتم تی تاب و ساندیس خریدم و سحر دوستم اومد گفت برای منم بخر. من بهش گفتم که مامانم اجازه نمیده برات بخرم و اونم ناراحت شد و بهم گفت تو خیلی نامردی که برای من تی تاب نمیخری!!! منم براش خریدم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2008 07:04:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=148</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-148.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این روز ها بر من چگونه میگذرد؟</title>
<link>http://ch4llenger.blogfa.com/post-145.aspx</link>
<description>
بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران روزنامه ای داشت به عنوان انقلاب اسلامی که در آن مواضع خودش رو مینوشت. از جمله ستونی در آن روزنامه به عنوان &quot; روزها بر رئیس جمهور چگونه میگذرد &quot; داشت. این عنوانو دستمایه قرار دادم که بهتون بگم که کجا هستم و چی کارا میکنم این روزها!&lt;br /&gt;صبح ساعت 4 بیدار میشم و میرم سر یخچال و غذایی رو که همسر جان شب درست کرده بر میدارم و میزارمم روی گاز تا داغ بشه. همزمان سماور رو هم میزنم به برق تا آب برای چایی درست کردن جوش بیاد. معمولا تا غذا درست بشه سالادی هم درست میکنم تا بشه غذا رو به زور آن خورد.&lt;br /&gt;بعد سفره رو پهن میکنم و ظرفهای غذا رو میچینم تو سفره و میرم غذاهایی رو هم که دیگه الان گرم شده میارم سر سفره. بعدش میرم سراغ همسر جان و به زور از خواب بیدارش میکنم و کشون کشون میارمش سر سفره تا سحریشو بخوره و خودم هم غذا رو میخورم و نوشیدنی هم روش و میرم یه چایی برای خودم میریزم و با شکر شیرینش میکنم و میبرمش روی بالکن و یه سیب هم از یخهچال بر میدارم و قبل از چایی میخورمش. بعدش هم چایی و بعدش هم یه کم هوا خوری و بعدش هم یه لیوان آب و .......بانگ اذان منو از خوردن منع میکنه.&lt;br /&gt;نماز رو میخونم و خودمو تا ساعت 7 سرگرم میکنم و لباش پوشیده میزنم بیرون به مقصد سر کارم.&lt;br /&gt;9 میرسم سر کار و دیگه هیچ حسی برای کار کردن نمیمونه. خودمو با اینترنت و کامپیوتر سرگرم میکنم تا ساعت 2 که بر میگردم خونه. تا میرسم خونه دخترم که منتظرمه از همون دم در میپره بغلم و مثل یه دونه کوالا منو بغل میکنه و تا یک ساعت نمیزاره نفس بکشم! ماشاله بزرگ و سنگین هم شده و به سختی دیگه میتونم بلندش کنم!!&lt;br /&gt;به زور از دستش در میام و یه گوشه ای میخوابم چون همسر جان روی تخت از قبل خوابیده و در و هم بسته که کسی بیدارش نکنه......میخوابم تا دم افطار که از قدیم گفتن خواب مومن روزه دار هم ثواب داره!! ( آخر من نفهمیدم ثواب یعنی چی و چه مفهومی داره و هر چی هم به مغزم فشار میارم تا توضیحات آقایون و خانوما رو در این خصوص بفهمم نمیفمم متاسفانه!!)&lt;br /&gt;از خواب بیدار میشم و میرم مستقیم سر سفره که همسر جان آماده کرده و تا الله اکبر گفته میشه شروع میکنم مثل یک دایناسور گرسنه به خوردن و نوشیدن و خلاصه انواع و اقسام خوراکیها که سر سفره چیده شده و معمولا شامل: چای- پنیر - کره - خرما- آش رشته یا حلیم - زولبیا و بامیه - تخم مرغ آب پز-سبزی خوردن - ....میشه.&lt;br /&gt;بعدش هم تا غذا یه کم جابجا بشه مجبورم این سریالهای چیپ وآبدوغ خیاری رو ببینم. بعدش میرم سراغ کتابام و یکیشو از کتابخانه میکشم بیرون و میخونم. همزمان هم انواع اشربه و اکمله رو هم تناول میکنم تا سریالها تمام بشه و کم کم وقت خواب میشه و بعدش هم مراسم قبل خواب و بعدشم لالا تا سحری بعدی.......&lt;br /&gt;عجب زندگی تکراری مزخرفی دارم به مولا.......   &lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 16 Sep 2008 05:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ch4llenger&amp;postid=145</comments>
<dc:creator>ch4llenger</dc:creator>
<guid>http://ch4llenger.blogfa.com/post-145.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
