1-صبح رفتم ایران خودرو و بعد از نیم ساعت معطلی بالاخره وارد معاونت فروش این قول بی شاخ و دم شدم.........بابا عجب جای قشنگی!! یه سالن بزرگ که با پارتیشنهای شیشه ای ادارات مختلف اونو از هم جدا کردند و میزهای کارکنان رو با سلیقه و یک دست چیدن در حالیکه کارمندان اکثرا با لباس فرم همه پشت میزهاشون نشستند و دارند صبحانه میخورند.
2- یه کم توی سالن گیج گیج میخورم تا محل مورد نظر رو پیدا کنم. بالاخره میرسم و به یه کارمندی که رفته داخل کامپیوتر سلام میدم و مشکل رو بهش میگم.اسمم رو میپرسه و میزنه به کامپیوتر و با تعجب میگه که پروندم زیر دست خودشه!!!!!
3- پرونده رو ورق میزنه و چند تا سئوال و میگه مشکل داره!! چشمام سیاهی میره....این یعنی دردسر.....در کمال ناباوری بهم میگه که بشینم تا مشکل پرونده رو برام حل کنه!! جل الخالق.....یعنی میشه؟؟ بالاخره بعد از اینکه چند جا میره و با چند نفر صحبت میکنه که حدود 15 دقیقه طول میکشه بر میگرده و چند تا کار با کامپیوترش انجام میده و یه پرینت و میاد جلو م بهم میده و میگه مبارکه!!!؟؟
4- میگم چی و میگه ماشینتون.... برو سندشو از اون بخش روبرویی بگیر و ساختمان شماره 2 پلاکتو و ماشینتم تحویل بگر همین امروز!!!!!!؟؟؟؟
چشمام چهار تا میشه....باورم نمیشه فکر میکنم اشتباه شنیدم و ...اما نه انگاری راسته.....سندو میگیرم و میرم برای پلاک و متاسفانه پلاک میمونه برای فردا و الا ماشین رو هم امروز میگرفتم....
5- بر میگردم اداره و بقیه کارهای مزخرف همیشگی که فعلا حوصله گفتنشو نداره...!

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط امیر
|