خوب به سلامتی یک مورد دیگه در شرکت پیش آمده و یکی از خانومهای همکار در حالیکه عاشقانه دست در دست یکی دیگه از همکاران در خیابانی در حال حرکت بودند و در پی نجواهای دل انگیز در گوشی- خنده های مستانه اشان فضای دود آلود پیاده رو را آکنده از شور و شوق میکرد مشاهده شدند.
قابل ذکره که همکار آقا متاهل و دارای زن و بچه هم هست و اتفاقا وصل به یکی از مراکز قدرت در شرکت میباشد و ظاهر و رفتار موچهی هم داره و مرتب در مراسم و اعیاد مذهبی هم شرکت میکند. سنبه ایشون پر زوره و کسی نتونسته از جاش تکونش بده اما بیچاره اون همکار خانوم رو سنگ قلاب کردند و مثل توپ این ور و انور پاسش میدند.
خدا آخر و عاقبت همه مارو ختم به خیر کنه با این وضعیتی که الان در جامعه پیش آمده و روز به روز هم بدتر میشه.دیگه قبه قضیه شکسته شده و حرمت ها همه از بین رفته و متاسفانه کاری هم از دست کسی بر نمیاد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:52  توسط امیر
|