تبليغاتX
چلنجر
 
روزمرگی های یک کارمند
 
دیروز صبح که میامدم سرکار یاد خاله لیلا افتادم و گفتم یه اس ام اس بزنم حالشو بپرسم.ساعت ۷.۳۰ دقیقه بود. خلاصه اس ام اس رو فرستادم و لیلا رو با y نوشته بودم. یعنی نوشته بودم Leyla هنوز یه پنچ شش دقیقه ای از اس ام اس من نگذشته بود که جوابمو داد اونم چه جوابی.

نوشته بود: آقای محترم لیلا رو با i مینویسند نه با y .

منم نه برداشتم نه گزاشتم و خودمو زدم به سر و در جوابش نوشتم :

مقصود تویی ( چه با y چه با i ) کعبه و بتخانه بهانست

از دیروز تا حالا ندیدمش ....نمیدونم چه اتفاقی میافته اما از دو حالت خارج نیستش یا تا منو ببینه میزنه تو گوشم یا اینکه نمیزنه دیگه

  نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:32  توسط امیر  | 
خوب امروز دقیقا تولد خاله لیلا هستش و هر چند فکر میکردم که امروز نباشم و قبلا تبریک بهش گفته بودم اما کارام راست و ریست شد و تونستم بیام و پیش خودم گفتم که روز تولدش هم یه پست بزنم تا برای آینده بمونه به عنوان یادگاری

هدیه تولد خاله لیلا رو هم که تهیه کرده بودم بهش دادم و امیدوارم خوشش بیاد

  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 15:55  توسط امیر  | 
هر کسی به داشتن بهترین ها به خودش میباله اینه که دوست داره و سعی میکنه که به عناوین مختلف این داشتشو به دیگرون نشون بده و توضیح بده و به نمایش بگذاره و به اون بباله.یکی به داشتن تحصیلات خوب میباله-یکی به داشتن ماشین آخرین مدل یکی خونه آنچنانی یکی به کارش یکی به لباس جدیدش و........و منم بهترین خاله دنیا رو دارم.

از من چند سالی کوچیکتره ! باورتون میشه؟ خالم از من کوچیکتره اما من این کوچیکی رو هیچ وقت احساس نمیکنم چون اونقدر روح بزرگی داره که همیشه کوچیکیه سنشو با بزرگواری در مقابل من جبران میکنه.

خیلی زحمت کش و پرتلاشه. پسر کوچیک خوشگلی هم داره و همسری مهربان.همیشه لبخندی به لب داره حتی وقتی که واقعا خسته باشه. هم خونه داری میکنه و هم بیرون سر کار میره. صبح زود بچشو آماده میکنه و ساعت ۷ صبح میزاره مهد کودک و خودش میره سر کار تا ساعت ۴ که بره دنبال پسرش.اونو برمیداره و بعدشم خسته و کوفته باید بره خونه و زمانیکه همه در این زمان استراحت میکنند اون باید تازه به بچه برسه و کارهای خونه و خرید خونه و کارهای عقب مونده شرکت و شام پختن و لباس شستن و .......حالا تصور کنین که بچه ممکنه گریه کنه مریض بشه مهمون خونه بیاد و هزار تا مشکلات دیگه .

اما خاله لیلای من همه رو انجام میده و به بهترین نحو هم انجام میده و هیچوقت هم هیچ گله و شکایتی نداره و همیشه هم مرتبه و به همه کارهاش میرسه وهمه هم دوستش دارند.

وقتی نگاهش میکنم میدانم پشت آن چهره همیشه خندان و زیبا و نگاه معصومانه و مهربانش روحی به بزرگی نصف جهان و زلالی زاینده رود قرار داره که میتونه تمام دنیارو دوست داشته باشه.

همه خاله لیلای منو دوست دارند و من بیشتر از همه و اون تنها خاله دنیاست که یه نفر میتونه اندازه خواهرش دوستش داشته باشه

چند روز دیگه تولدشه و من از همین حالا از طرف خودم و خانومم و دخترم تولدشو بهش تبریک میگم- چون ممکنه اون موقع نباشم - و امیدوارم همیشه موفق و سربلند و سلامت در کنار پسر خوشگلش و همسر مهربانش ۱۲۰ سال با خوشی زندگی کنه 

  

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:20  توسط امیر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM