تبليغاتX
چلنجر
 
روزمرگی های یک کارمند
 
از امروز ماه رمضان شروع شد و با اجازه دوستان من هم روزه گرفتم یعنی همیشه میگیرم و امسال هم قصد دارم همه رو بگیرم. دوست دارم روزه بگیرم از این ماه خوشم میادش مخصوصا وقت اذان و افطار کردن.....سفره افطاری خیلی قشنگه و واقعا آدم از خوردن غذا وقت افطار لذت میبره........یه سفره کوچولوی سه نفره که به طرز جالبی چیده شده است. یه ظرف آش خوشمزه با کلی نعنا داغ روش یه نون سنگک داغ با سبزی و پنیر و کره و مربا و خرما و .......اوه......واقعا سفره رنگینی میشه...چای شیرین شیر داغ.......وای چه شود......

و نوای دلنواز اذان که بشارت به خوردن میدهد در حالیکه دخترم تحمل نمیکند و زودتر شروع به خوردند کرده و هی هم به ما تعارف میکند که ما هم بخوریم

نگاه که به سفره میکنی تصور میکنی همه غذاها را خواهی خورد اما این خیالی بیش نیست...چند لقمه ای که میخوری احساس میکنی سیر شده ای در حالیکه غذای چندین نفر هنوز داخل سفره باقی مانده است. خیلی ها شام رو هم بعد افطاری میخورند اما ما این گونه نیستیم........اول افطار میکنیم و به جای شام خوراکمان میوه و دسر است و شام در حقیقت تبدیل به سحری میشود و وقت سحر میخوریم چون خوردن همزمان شام و افطاری به نظرم کمی سنگین است.

و بعد افطار سریالهای آب دوغ خیاری ماه مبارک رمضان........ماه مبارکیست. فرا رسیدن این ماه رو به همه دوستان تبریک میگم

  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:36  توسط امیر  | 
دیروز با یکی از دوستای اینترنتی یه دعوای حسابی کردیم و با اعصاب خط خطی و درب و داغون رفتم خونه...از دیروزم حال و روز خوشی ندارم. آخه تقصیر منم نبودش و خودش مقصر بود. هر چی هم بهش میگفتم که اشتباه میکنه الا و بلاه قبول نمیکرد.......خلاصه منم عصبانی شدم و فشار خونم رفت بالا و کار بالا گرفت......دیدم ول نمیکنه من مجبور شدم بیخیال بشم و یه خداحافظی سریع و ...راحت شدم......صبح که اومدم دیدم برام آفلاین گذاشته و گفته که از بابت دیروز متاسف شده 

از اینکه پشیمون شده خوشحالم چون شعله از قدیمیترین دوستامه که سابقه دوستیمون به ۱۰-۱۱ سال پیش و زمانیکه تازه به اینترنت دسترسی پیدا کرده بودم میرسه یعنی زمانیکه هم من مجرد بودم و هم شعله  

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 8:22  توسط امیر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM